ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
97
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
را از زهد بيرون نمىبرد به شرط آنكه زائد بر نفقهء كافى خود را انفاق كند . و گفتهاند كه چنين شخصى از زاهدان ضعيف است به اين معنى كه مقامات عالى و درجات بلند مرتبه اى كه در آخرت نصيب زاهدان است بهرهء او نخواهد شد ، اگر چه نام زاهد بر او صدق كند ، زيرا چنين فردى داراى قوهء يقين نيست ، كه صاحب يقين واقعى چون قوت روزانهء خود را داشته باشد چيزى براى فرداى خود ذخيره نمىكند ، و كسى كه توكَّل را شرط زهد مىداند آن فرد به نزد او زاهد نيست . و اين مرتبه غايت زهد در امور مذكور است و طايفهء انبياء و گروه اوصياء و بعد از ايشان گذشتگان صالح بر اين شيوه بودند و همين راه را پيمودند . حق اين است كه حكم زاهد به اختلاف اشخاص و اوقات مختلف و متفاوت مىشود زيرا كار يك نفر تنها سبكتر و آسانتر از كار فرد عائله مند است ، و كسى كه همهء همّتش بر تحصيل علم و عمل مقصور است حال او غير از حال اهل كسب است ، و همچنين در بعضى اوقات و در بعضى جاها به دست آوردن قدر ضرورى و حاجت در هر روز ممكن است و در بعضى ديگر چنين نيست . پس سزاوار هر كس آنست كه حال و وقت و جاى خود را ملاحظه كند و بينديشد كه شايسته تر در امر آخرت او و مددكارتر بر تحصيل آنچه براى آن آفريده شده نگه داشتن چه مقدار از مال و مصرف چه اندازه و چه جنس از قوت است ، به طورى كه اگر كمتر از آن مقدار باشد به تحصيل آنچه او را به قرب پروردگار مىرساند قادر نخواهد بود پس آن را بگيرد و زائد بر آن را ترك كند . و چنين شخصى بعد از درستى نيّت و خلوص قصد در نگاهداشتن اين مقدار از مال از زهد واقعى بيرون نخواهد رفت ، هر چند تصور مىرود كه به كمتر از آن مىتوان اكتفا نمود با توجه به اينكه موجب از دست رفتن چيزى مىشود كه براى تكميل نفس مهمتر است . امّا دربارهء جاه گفته شد كه قدر ضرورى آن در امر معيشت مانند تحصيل وقع و منزلت در دل زير دستان و خادم خود ، و در نزد دستگاه حكومت براى دفع اشرار و متجاوزان از خود ، ظاهرا با زهد منافات ندارد ، و يكى از علما گفته است : اين قدر از جاه و مقام اگر چه اشكالى ندارد لكن به جائى مىكشاند كه آدمى را به وادى هلاكت بىپايان مىافكند و هر كه گرد گودال لجن و گل و لاى بگردد